بنابراین،ارتباط با خدا تحت عنوان ارتباط فرافردی، بعد معنوی معنویت است، چـرا کـهمعنویت در برگیرنده توازن، تعادل، حساسیت و پرورش چهار بعد زیستی، اجتماعی، روانی و معنوی در قالب چهار نوع ارتباط یعنی؛ ارتباط بـرون فـردی، ارتبـاط میـانفـردی ، ارتبـاطدرون فردی و ارتباط فرافردی میباشد[5]. از این رو در این مقاله تنها بـه یـک بعـد از ابعـادمعنویت یعنی ارتباط فرا فردی یا بعد معنوی معنویت پرداخته شده است.

2. ارتباط فرا فردی یا ارتباط با خدا
مسأله خدا، وجود، اوصاف و ارتباط با آن، یکی از اصلی ترین مسایل انسان بوده، هست و خواهد بود، چرا که پاسخ به آن به هر نحوی از انحاء، نه فقط جهان بیرون را برای انسان متفاوت می سازد، افزون و مهم تر از آن، خود انسان هم در پرتو پاسخی که به این پرسش می دهد، جلوه و معنایی دیگر می یابد.
واژه »خدا« و معادل هـای آن در زبـانهـای مختلـف، در معـانی بـسیار متنـوعی بـه کـاررفتهاند. از یک سو، واژه »خدا« دال بـر وجـود متعـالی و نامتنـاهی اسـت کـه خـالق و رب1 است، از سوی دیگر، این واژه بر هر موجود یا تجربهی محـدودی کـه دارای اهمیـت ویـژهاست، یا تکریم خاصی را بر میانگیزاند، اطلاق میشود. بین ایـن دو حـد، مـوارد اسـتعمالزیاد دیگری وجود دارد؛ گاه انسانهـا خـدایان متعـددی را پرسـتش کـردهانـد کـه آنهـا راهمچون موجودات انسانی عظیم الجثهای که در قلمرو مافوق این جهـان زنـدگی مـیکنـد،پنداشتهاند. در برخی اوقات دیگر، آنان به یـک خـدا، کـه عینـاً مثـل ایـن جهـان اسـت، بـهگونه ای که »خدا« و »طبیعت« و [انسان] مترادف انگاشته شده اند، اعتقاد داشته اند[3].
خدا در دیکشنریWebster اینگونه تعریف شده است: خدای متعـال ، بـه عنـوان خـالققادر مطلق و حکمران در جهان نگریسته می شود. میتروف بیان مـی کنـد معنویـت قـدرت و نیرویی متعال ی است که بر کل جهان حکومت می کنـد . او ادعـا مـی کنـد کـه یـک قـدرتمتعال و منزه وجو د دارد که مسئول آفرینش و مراقب جهان است و خدا نه تنها برتر و متعال است بلکه در هر جایی حضور دارد[16].
افراد و شرکتهای تجاری که وجود خدا را قبول دارند بر این باورند که خدا می توانـد و باید به عنوان گروه ذی نفع در نظر گرفته شود[21 ].
اساسیترین ایدههای مدیریت خبر از خـدا مـیدهـد . همـه افـراد برابرنـد، همـه افـراد از

1. Lord
بزرگی خدا سهم می برند و همه افراد دوست داشتنی هستند. سازمان های انسانی خود را تنها زمانی در تعادل نگه می دارند که رهبرانشان در مقابل خدا متواضع باشند[20].
ارتباط فرافردی، اتصال و پیوند یک فرد با پدیدههای ترانس فیزیک (خدا، نیروی برتر) است[5].
نکته بسیار مهمی که در این رابطه باید به آن توجه داشت ایـن اسـت کـه دربـاره خـدا،یک بحث درباره تصور خداست و یک بحـث دربـاره ارتبـاط بـا خداسـت. آن چـه در ایـنپژوهش مدنظر است، ارتباط انسان (کارمند) با خداسـت نـه ایـن کـه از خـدا چـه تـصوریمیشود. درباره تصور از خدا؛ گاهی خدا نامتـشخص، گـاهی متـشخص ولـی ناانـسانوار وگاهی متشخص و انسان وار تصور شده است که بحث آن در این مقال نمی گنجد.
براساس مطالعات انجام شده، انواع ارتباطات پیروان ادیان با خـدا را مـیتـوان در چهـارگونه ارتباط؛ همه خدایی، همه در خدایی، کارگزاری خدا، تعاملی با خدا قرار دارد. اتخـاذهر نوع از ارتباطات مذکور پیامدها و آثاری بر آن مترتب است که انسان را ملزم به رعایتآن میکند که در مباحث آینده می آید. این چهارگونه ارتباطـات منحـصر بـه پیـروان یـکدین خاص نمیباشد و ممکن است هـر چهـار گونـه یـا بخـشی از آن را در یـک دیـن نیـزمشاهده نمود[5].
1-2. ارتباط انسان با خدا به گونه ارتباط همه خدایی Pantheism ازدو واژه یونانیpan (همه) و theo (خدا) ترکیب شده است و به همین خاطربه معنای همه خدایی ترجمه شده است. در این نظریه خدا کل است و کل خدا است. جهان آفریده ای متمایز از خدا نیست، خـدا جهـان اسـت و جهـان خداسـت. اسـپینوزا از مـدافعانمشهور فلسفه و الهیات پانته ایسم یا همه خدایی است[2].
پانته ایسم را وحدت وجود نیز می گویند،اگر بگوییم وحدت وجود یعنـى ایـن کـه هـر پدیده اى تکه اى از وجود خداست، این یا کفر است یا شرک یا انحراف، ولى اگر وحـدتوجود به این معنا باشد که خداوند در قـرآن مـى فرمایـد: »اﷲُ نُـور الـسماوات والاَرض« کـهمنظور از نور، وجود الهى است که در همه جا سارى است به این ترتیب هر وجودى پرتوىاست از وجود الهى و این حق است[4].
وقتی از همه خدایی سخن میگوییم، بحـث از یگانـه موجـود اسـت کـه ممکـن اسـتبرخی آن را خدا بنامند. در این حالت هر عین موجود به یک معنا ربوبی اسـت. بـه عبـارتدیگر، همه موجودات وحدتی را تشکیل میدهند فراگیر و این واحد فراگیر به یـک معنـیربوبی است. بنابراین، همه خدایی، یگانه انگاری همه موجودات بـا خداسـت، اولاً در پـسکثرات، وحدتی فراگیـر وجـود دارد و ثانیـاً ایـن وحـدت فراگیـر از یـک نـوع تقدسـی یـااولوهیتی برخوردار است. در نوع ارتباط همه خدایی، این اعتقاد وجود دارد که خدا چیزیجز همه موجودات جهان هستی نیست و هر موجود خاصی هم خداسـت و هـم آن موجـودخاص است [5].
2-2. ارتباط انسان با خدا به گونه ارتباط همه درخدایی
پانن تئیـسم از لغـات یونـانیpan (همـه )وen (در) و theo (خـدا ) مـ شتق شـده اسـت و آن عبارت است از اعتقاد به این که وجود خدا شامل همـه موجـودات اسـت و در همـه جهـانسریان و جریان دارد، آن چنان که هر جزئـی از جهـان در او وجـود دارد. بـر خـلاف همـهخدایی، همه در خدایی معتقد است که وجود خدا بیشتر از جهان است و جهان کـاملاً او رادر بر نمی گیرد. همه در خدایی بر این عقیده است که اگر چه خدا تـا حـدی غیـر از انـسان است، ولی جوهر خود را با آن یعنی انسان آشکار میکند. خدا جهان (انسان) را در بـرداردو بر آن سیطره دارد ولی خدا وجهان (انسان) جوهرا از یکدیگر متمایز هستند[3].
ظاهراً اظهارات فوق تصویر دو گانه انگارانه از وحدت وجود اسـت کـه نـسبت خـدا وانسان در یک ذات نخواهد بود، بلکه خدا و خلـق، دو ذات هـستند کـه بـا یکـدیگر متحـدشدهاند. از این رو، اگر در پانتهایسم (همه خدایی) به نظریه ی دوگانه انگاری خدا و جهـان،یا خدا و انسان از معنای محدودتر آن قایل باشـیم، اصـطلاح پـانن تئیـسم مناسـب تـر اسـت.
»دوگانه انگاری بدین معناست که ارتباط یا نسبت خدا و جهان یا خدا بـا انـسان، جزئـی درحالت اتحاد، بنیونت محض یـا نایکـسانی بـودن یکـسانی اسـت. در صـورتی کـه در یگانـهانگاری همه خدایی، ناظر به این معناست که این نـسبت، یکـسانی محـض بـدون نایکـسانیاست« [5].

3-2. ارتباط انسان با خدا بگونه کارگزاری خدا
دراین دیدگاه همه موجودات و ما انسانها مخلوقات خدا هستیم، خدا غیر از ما اسـت و مـاهم غیر از او هستیم. خدا خالق ما و ما مخلوق او هستیم و چون خدا خالق ما اسـت بنـابراینسه چیز ما بر عهده خدا است که این سه چیز همه چیز ما است و آن ایجـاد مـا ، حفـظ مـا وهدایت ماست . این سه امر مهم در اختیار خدا است، آن وقت چون ایجاد، حفـظ و هـدایتما در اختیار خدا است ، تمام تاثیر را خدا در زندگی خانوادگی و زندگی کاری مـا خواهـدداشت. ما نه تنها ذرهای در دگرگونی خدا دخالتی نداریم بلکه دم به دم خدا ما را دگرگون می کند. در این صورت است که ما نماینده خدا می شویم و خداست که ما را بـه کـاری وا می دارد. یـک فـرد درسـازمان وقتـی اعتقـاد داشـته باشـد کـه فقـط او نماینـده و کـارگزارخداست، بالا دست و فرودستش را به هر تقدیر می پذیرد. چنین کارمندی تسلیم محض دربرابر سازمان خواهد بود و هر کاری را به هر نحوی از انحا کار خدا میداند[5].
4-2. ارتباط انسان با خدا بگونه تعاملی با خدا
وقتی فرد در سازمان نوع ارتباطش با خدا بگونه تعاملی با خدا اسـت در کـارش همـواره درتعامل با خدا قرار می گیرد و در نظر وی کارش دادوستدی با خدا است که باید با او معاملـهشود. در قبال هر کاری که انجام می دهد پاداش و دستمزد از طرف خدا می طلبد. برای خدا نیایش می کند و در ازای آن چیزی را میطلبد[5].

3. رفتار شهروندی سازمانی
در دهه 1930 چستر بارنارد پدیده رفتار شهروندی سازمانی را تحت نام “رفتارهای فراتر از نقش” بررسی کرد[6]. کاتز و کان(1966) رفتارهای فراتر از نقشی را که موجب بهبود اثربخشی سازمان می شود، تشریح نموده که شامل رفتارهایی است که ماشین اجتماعی سازمان را روان کرده و منحصر به انجام وظایف رسمی سازمان نمی شود و رفتارهای دیگری نظیر کمک کردن به دیگران در حل مشکلات کاریشان، پذیرفتن دیگران در گروههای کاری بدون خرده گیری و حفاظت کردن از منابع سازمانی را نیز در بر می گیرد.
در تعریف اولیه رفتار شهروندی سازمانی که به وسیله بیتمن و ارگان در سال 1983 مطرح شده است به طور کلی آن دسته از رفتارهایی مورد توجه قرار می گیرد که علی رغم اینکه اجباری از سوی سازمان برای انجام آنها وجود ندارد، در سایه انجام آنها از جانب کارکنان، برای سازمان منفعت هایی ایجاد می شود[8].

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

رفتار شهروندی بیانگر فعالیتهای کاری مرتبط، داوطلبانـه و اختیـاری اسـت و بـه طـورغیرمستقیم و ضمنی از طریق توصیف رسمی شغل و سیستمهای پاداش سـازماندهی شـده ودر نهایت کارایی و اثربخشی وظایف سازمان را ارتقا می دهد[17].
در تحقیقات اخیر اسامی گوناگونی مانند، خودانگیزشی سـازمانی، رفتارهـای سـازمانیاجتماع گرا و رفتارهای فرانقشی، تمایل به همکاری و “رفتارهـای نوآورانـه و خودجـوش” به این پدیده سازمانی داده شده است[6]. درنهایت بـا بررسـی ایـن واژه” رفتـار شـهروندیسازمانی” برای این مفهوم پذیرفته شده است . این رفتارها بـرای اولـین بـار توسـط ارگـان وهمکارانش به کار برده شده انـد . ارگـان رفتـار شـهروندی سـازمانی را بـه عنـوان مجموعـهرفتاره ای آگاهان ه اف راد، گرچ ه دارای ال زام اجرای ی نی ست و تح ت ت اثیر نظ ام رس می پاداش دهی نیز قرار ندارد اما بر عملکرد سازمان تاثیر بسزایی دارد، تعریف می کند[11] .
ابعاد رفتار شهروندی سازمانی شامل نوع دوستی، وجدان، ادب و ملاحظه، جوانمردی وگذشت و رفتار مدنی است . ایـن پـنج بعـد توسـط اورگـان در سـال 1988 مطـرح شـدند وپادسکف و همکارانش در سال 1990 با کمک روش تحلیل عاملی برای هـر کـدام از ایـنپنج بعد، مقیاس سنجش استانداردی ایجاد کردند که این مقیاس ها در سـال هـای بعـد بـرایسنجش رفتار شهروندی سازمانی مورد استفاده بسیاری از محققان قرار گرفته است.
نوع دوستی؛ کمک به دیگر اعـضای سـازمان در رابطـه بـا مـشکلات و وظـایف مـرتبطاست. مانند کارکنانی که به افراد تازه وارد و یا کم مهارت کمک میکنند.
وجدان؛ به رفتارهای اختیاری گفته میشود که از حداقل الزامات نقـش فراتـر مـی رود.
مثل فردی که بیشتر از حالت معمول سر کار می ماند و یا کارمندی که وقت زیادی را برایاستراحت صرف نمی کند.
ادب و ملاحظه؛ به تلاش کارکنان برای جلوگیری از استرسهـا و مـشکلات کـاری دررابطه با دیگران گفته میشود.
جوانمردی و گذشت؛ نشا ن دادن تحمل و گذشت در شرایط غیرایدهال سـازمان بـدونشکایت کردن می باشد.
فضیلت مدنی؛ تمایل به مشارکت و مـسئولیتپـذیری در زنـدگی سـازمانی و نیـز ارایـه تصویری مناسب از سازمان است[7].

4. رابطه ارتباط فرافردی ورفتار شهروندی سازمانی
با عنایت به اینکه رفتارهای شهروندی سـازمانی یـک نـوع رفتارهـای فـرانقش هـستند و بـهجنبههای مادی توجه ندارند ورفتارهای داوطلبانه هستند، به نظر می رسد معنویت و ارتباط با خدا فضا و زمینهای را فراهم می کند که فرد دراین فضا می تواند به وظـایف و فعالیـت هـای خود معنا و مفهـوم بخـشیده و بـه دلیـل پیونـدش بـا معنـا، ارزش و مـاورا (خـدا ) مـی توانـدرفتارهای فراتر از نقش یا رفتارهای شهروندی سازمانی را بروز دهد.
در واقع ارتباط فرافردی به عنوان بنیانی برای بروز رفتارهـای مثبـت شـغلی مـورد توجـهاست. هر چه اتباط فرا فردی در بین کارکنان در سازمان افزایش یابد انتظار بروز رفتارهـایشغلی مثبت نیز افزایش می یابد. البته رفتار شـهروندی را بایـد حـد اعـلای رفتارهـای شـغلیمثبت و سازنده دانست. اما به ه رحال رسید ن به چنین رفتـاری نیازمنـد یـک محـیط معنـویقوی در سازمان مـی باشـد . ارتبـاط فرافـردی بـه عنـوان یکـی از ابعـاد معنویـت در سـازمان می تواند فضای عمومی سـازمان را مهیـای بـروز رفتـا شـهروندی سـازمانی نمایـد. در واقـعارتباط فرافردی از نوع همـه خـدایی، همـه در خـدایی، ارتبـاط کـارگزاری خـدا و ارتبـاطتعاملی با خدا می تواند فضایی را در سازمان مهیا کند که کارکنان به کار خود عشق ورزنـدو بدون اینکه پاداش مادی و اضافی بگیرند در اجرای وظایف خـود کوشـا باشـند. تـاکنونهیچ تحقیقی به دنبال بررسی رابطه بین این دو متغیر در داخـل کـشور نبـوده و ایـن تحقیـقبراساس مدل مفهومی زیر به دنبال تعیین این رابطه است.

روش شناسی تحقیق
ادبیات روانشناسی بر این باور است که معنویت را میتوان سنجید، اما از دشواریهـای آننیز نباید غفلت نمود، چرا که معنویت و رفتار کارکنـان چـه در روشهـا و چـه در اهـدافآکنده از ارزشهاست و مطالعه و پژوهش دربارهی معنویت، مطالعهی نظرها و نگرش افراددرباره معنویت اسـت نـه خـود معنویـت. بنـابراین، دقـت در انتخـاب روش علمـی مناسـبضروری به نظر می رسد[5].
از آنجایی که هدف پژوهش تعیین روابط علّی میان متغیرهای ارتباط فرا فردی و رفتـارشهروندی سازمانی است،تحقیق حاضر از نظر هدف، کـاربردی، از نظـر نحـوه گـردآوریاطلاعات، توصیفی- همبستگی است که در این نـوع تحقیـق رابطـه میـان متغیرهـا براسـاسهدف تحقیق تحلیل می گردد.
هدف اصلی این تحقیق تعیین رابطه بین ارتبـاط فرافـردی و رفتـار شـهروندی سـازمانی است که در اهداف فرعی زیر دیده شده است:
تعیین رابطه بین ارتباط همه خدایی و رفتار شهروندی سازمانی تعیین رابطه بین ارتباط همه درخدایی و رفتار شهروندی سازمانی تعیین رابطه بین ارتباط از نوع کارگزاری خدا و رفتار شهروندی سازمانی تعیین رابطه بین ارتباط ازنوع تعاملی با خدا و رفتار شهروندی سازمانی

فرضیههای تحقیق
فرضیه اهم: بین ارتباط فرافردی و و رفتار شهروندی سازمانی رابطه معنی داری وجود دارد.
فرضیه های اخص:
بین ارتباط همه خدایی و رفتار شهروندی سازمانی رابطه معناداری وجود دارد.
بین ارتباط همه در خدایی و رفتار شهروندی سازمانی رابطه معنا داری وجود دارد.
بین ارتباط از نوع کارگزاری خدا و رفتار شـهروندی سـازمانی رابطـه معنـاداری وجـوددارد.
بین ارتباط از نوع تعاملی با خدا و رفتار شهروندی سازمانی رابطه معناداری وجود دارد.

جامعه و نمونه آماری
جامعه آماری تحقیق شامل کارکنان معاونـت سـیمای سـازمان صـدا و سـیما اسـت . صـدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران دارای معاونتهای مختلف اداری مالی، آمـوزش، سیاسـی، برونمرزی، صدا، سیما، برنامهریزی و بینالملل است . معاونت سیما کـه مـورد تحقیـق ایـنپژوهش میباشد و تعداد آنها 800 نفر است دارای شبکههـا ی یـک، دو، سـه، چهـار، پـنج،آموزش و قرآن است و هر شبکه خود دارای بخشهای اداری مالی، تامین برنامه، پـشتیبانیتولید و فنی و برنامه سازی می باشد.
از آنجا که در این تحقیق افراد در جامعه آمـاری بـه گـروههـا ی کـاملاً مجـزا تفکیـک شدهاند، لذا روش نمونهگیری خوشهای- تصادفی برگزیده شد.
همچنین برای تعیین حجم نمونه با توجه به اینکه تعداد کارکنان محـدود بـود از فرمـولکوکران استفاده شده است که حجم نمونه مورد نیاز پژوهش با تقریب 200 نفراست.

ابزار جمع آوری دادهها
ابزار سنجش پژوهش که معمـولاً در پدیـدههـای علـوم اجتمـاعی و رفتـاری از آن اسـتفادهمیشود، پرسشنامه خود کنترل شده است که در این پژوهش نیـز از آن بهـره گرفتـه شـدهاست. در این روش، پژوهشگر »رفتار« را به طور مستقیم مشاهده نمیکنـد، بلکـه متغیرهـایمرتبط به هم از قبیل عقاید، احساسات، نظرات، ادراکات، توجیهـات و یـا ارزشهـایی کـهاعضای سازمان آنها را دارا هستند، مورد بررسی قرار می گیرد[5].
برای جمعآوری دادهها از دو پرسشنامه پاسخ بسته استفاده شده است. یک پرسشنامه برای سنجش متغیر ارتباط فرافردی و دیگری برای سنجش متغیر رفتار شهروندی سازمانی.

پایایی و روایی پرسش نامه
برای سنجش پایایی پرسشنامه، یک مرحله پیش آزمون انجام گرفـت. بـدین صـورت کـهابتدا تعداد 30 پرسشنامه در جامعهی مورد نظر توزیع و جمـعآوری و پـس از وارد کـردندادهها، ضریب پایـایی (آلفـای کرونبـاخ) محاسـبه گردیـد. ضـریب مـورد نظـر بـرای کـلپرسش نامه 85/. تعیین گردید. همچنین بـرای هـر متغیـر بـه طـور جداگانـه ضـریب آلفـای کرونباخ محاسبه گردید که در نگاره زیر ارایه شده است:

ضریب پایایی متغیر
0/80 ارتباط فرافردی
0/79
0/88
0/81
0/82
0/87 همه خدایی همه در خدایی
ارتباط کارگزاری خدا ارتباط تعاملی با خدا رفتار شهروندی سازمانی

در این تحقیق به منظور سنجش ارتباط فرافردی از پرسشنامه اس تاندارد رسـاله دکتـریعباسعلی رستگار در دانشگاه تهران سال 1385، استفاده شـده اسـت و بـرای سـنجش متغیـررفتار شهروندی سازمانی از پرسشنامه استانداردی که توسط اورگان و کانوسـکی درسـال1996 طراحی گردید استفاده شده اسـت. بـه منظـور تعیـین روایـی، پرسـشنامـه در اختیـارتعدادی از خبرگان قرار داده شد و نظرات اصلاحی آنان اعمال گردید.

شیوه های تجزیه تحلیل اطلاعات
در این پژوهش برای تجزیه تحلیل دادههای بهدست آمده ، از آمار استنباطی شـامل ضـریبهمبستگی اسپیرمن و آزمونT استفاده شـده اسـت. بـه منظـور آزمـون فرضـیات از آزمـونهمبستگی رتبه ای اسپیرمن با استفاده از نرم افزار SPSS 15، جهت سـنجش همبـستگی بـینمتغیرها استفاده شد. به دلیل اینکه که فرض نرمال بودن دادهها تایید نشده و از سـوی دیگـرمقیاس لیکرت (مورد استفاده در پرسشنامه تحقیق ) یک مقیاس ترتیبـی(رتبـه ای) اسـت ازاین آزمون استفاده شده است.

یافته های پژوهش
نگاره 1. نتایج آماری فرضیه اهم و فرضیه های اخص چهارگانه
نتیجه
آزمون ضریب
همبستگی میزان
خطا سطح
معناداری متغیر2 متغیر 1 فرضیه
فرض 0H رد
می شود. 0/560 0/05 0/00 OCB ارتباط فرافردی فرضیه اهم
فرض 0H رد
نمی شود. 0/126 0/05 0/06 OCB همه خدایی فرضیه اخص1
فرض 0H رد
می شود. 0/697 0/05 0/00 OCB همه درخدایی فرضیه اخص2
فرض 0H رد
می شود. 0/576 0/05 0/00 OCB ارتباط کاگزاری خدا فرضیه اخص3
فرض 0H رد
می شود. 0/623 0/05 0/02 OCB ارتباط تعاملی باخدا فرضیه اخص4

براساس فرضیه اهم، رابطه مثبتی بین ارتباط فرافردی و رفتار شهروندی سازمانی وجـوددارد. مشاهده نتایج پژوهش در نگاره (1) نشان می دهد کـه ضـرب همبـستگی بـین ارتبـاطفرافردی و رفتار شهروندی سازمانی، در سطح اطمینان 95/0، 560/0 می باشد.
فرضیه اخص اول: بین همه خدایی و رفتار شهروندی سازمانی رابطه معنی داری وجود دارد.
مشاهده نتایج آماری در نگاره (1) نشان می دهد که سطح معناداری بـزرگ تـر از میـزانخطای پذیرفته شده است، بنابراین فـرض صـفر رد نمـی شـود و بـین همـه خـدایی و رفتـارشهروندی سازمانی در سطح اطمینان 95/0 رابطه معنیداری وجود ندارد.
فرضیه اخص دوم: بین همه درخدایی و و رفتار شهروندی سازمانی رابطه معنیداری وجـوددارد.
مشاهده نتایج آماری در نگاره (1) نشان می دهد که سطح معناداری کوچکتر از میزانخطای پذیرفته شده است، بنـابراین فـرض صـفر رد شـده و فـرض خـلاف مبنـی بـر رابطـهمعن یدار ب ین هم ه درخ دایی و رفت ار ش هروندی س ازمانی در س طح اطمین ان 95/0 تایی د میشود.
فرضیه اخص سوم: بین ارتبـاط از نـوع کـارگزاری و رفتـار شـهروندی سـازمانی رابطـهمعنی داری وجود دارد.
مشاهده نتایج آماری در نگاره (1) نشان می دهد که سطح معناداری کوچکتر از میزانخطای پذیرفته شده است، بنـابراین فـرض صـفر رد شـده و فـرض خـلاف مبنـی بـر رابطـهمعنیدار بین ارتباط از نوع کارگزاری خدا و رفتـار شـهروندی سـازمانی در سـطح اطمینـان95/0 تایید می شود.
فرضیه اخص چهارم: بین ارتباط از نوع تعاملی با خدا و رفتار شهروندی سازمانی رابطـهمعنی داری وجود دارد.
مشاهده نتایج آماری در نگاره (1) نشان می دهد که سطح معناداری کوچکتر از میزانخطای پذیرفته شده است، بنـابراین فـرض صـفر رد شـده و فـرض خـلاف مبنـی بـر رابطـهمعنیدار بین ارتباط از نوع تعاملی با خدا و رفتار شهروندی سازمانی در سطح اطمینان 95/0 تایید میشود.
جهت بررسی میانگین متغیرهای تحقیق از آزمونT استفاده شده است که نتایج آزمـوندر ذیل آمده است:
نگاره 2. نتایج آزمونTارتباط فرافردی
میزان خطا سطح معنی داری میانگین ارتباط فرافردی
0.05 0.02 4.13

میانگین ارتباط فرافردی در سازمان مورد نظر 4.13 است و چون ایـن مقـدار بـالاتر از 3 می باشد، بدین معنی است که در این سازمان ارتباط فرافردی در سطح مناسبی قرار دارد.
نگاره 3. نتایج آزمونT رفتار شهروندی سازمانی
میزان خطا سطح معنی داری میانگین رفتار شهروندی سازمانی
0.05 0.01 4.01
میانگین رفتار شهروندی سازمانی در سازمان مورد نظـر 4.01 اسـت و چـون ایـن مقـداربالاتر از 3 می باشد، بدین معنی است که در این سازمان رفتار شهروندی سـازمانی در سـطحمناسبی قرار دارد.
بحث و نتیجه گیری
همان طور که در قسمت های مختلف مقاله اشاره گردید، این تحقیق درصدد بررسی رابطه ارتباط فرافردی و رفتار شهروندی سازمانی و هم چنین هر یک از مولفههای ارتباط فرافردی با رفتار شهروندی سازمانی است. جهت بررسی این رابطهها از آزمونهای آماری استفاده گردید که نتایج، حاکی از آن است که رابطه مثبت و معنی داری بین ارتباط فرافردی و رفتار شهروندی سازمانی وجود دارد. در این پژوهش ثابت شد که همه کارکنان صداو سیما به خدا اعتقاد داشته و نوع ارتباط آنها بیشتر همه درخدایی، نوع کارگزاری خدا و نوع تعاملی با خدا بود. همانطور که گفته شد، ارتباط فرافردی، نوع ارتباط ترانس فیزیک و ناظر به مافوق انسانی است و حضور خدا در محیط کار تقویت کننده مؤلفههای رفتار شهروندی همانند، جوانمردی، فضیلت مدنی، گذشت، ایثار، نوع دوستی و وجدان کاری باشد. یعنی افرادی که در سازمان معنویت بالایی را تجربه می کنند، در کار و سازمان خود احساس معنا و مفهوم عمیقی دارند و کار خود را هدفمند میدانند و با تعهد به شغل و سازمان خود احساس پیوستگی با خدا می کنند. بنابراین احتمال بروز رفتارهای فرانقش در آنها بیشتر است.
فرضیه اول که بیانگر رابطه بین همه خدایی و رفتار شـهروندی سـازمانی اسـت رد شـدهاست؛ می توان این عدم رابطه را این چنین توجیه کرد: باتوجه به اینکه همـه کارکنـان پیـرودین مبین اسلام بودند، رابط معناداری بین نوع ارتباط با خدا بهگونـه همـه خـدایی و رفتـارشهروندی سازمانی ثابت نشد، چرا که این نوع ارتباط بیشتر مخصوص ادیان غیـر ابراهیمـیبه مانند بودیسم است.
براساس فرضیه دوم رابطه مثبت و معنـیداری بـین همـه در خـدایی و رفتـار شـهروندیسازمانی وجود دارد که این رابطه را می توان این چنین تبیین کرد، وقتی فـردی در سـازمانارتباط فرافردی بالایی دارد، در تمامی لحظات زندگی و کار خدا را حاضر و ناظر براعمالخود میبیند احتمالاً چنین فـردی د ارای وجـدان کـاری زیـادی خواهـد بـود و بـه صـورتخودجوش و خودکنترل عمل میکند؛ برای مثال حتی وقتی کسی بر او نظـارت نمـیکنـد،قوانین را رعایت می کنـد و از وقـت و انـرژی خـود در جهـت اثربخـشی سـازمان حـداکثراستفاده را می کند.
فرضیه سوم که رابطه بین ارتباط کارگزاری خدا و رفتار شهروندی سازمانی است موردتایید قرار گرفت بدین معنی که وقتی رابطه کارکنان با خدا از نوع کارگزاری است، ا فـراد خود را کارگزار و خدمت گذار خدا و سازمان و مردم می دانند چنین کارکنانی برای انجامبهتر کارشان تلاش بیشتری میکنند و همواره، اطلاعات، دانش و مهـارتهـای خـود را بـهروز نگه میدارند. این کارکنان با توجه به مفهوم عمیقی کـه در کارشـان حـس مـیکننـد،شرایط دشوار را تحمل و همچنین برای بهتر انجام شدن کارها بـه همکـاران خـود از جملـهکارکنان کم مهارت کمک میکنند و نسبت به همکارانشان و کار آنها ملاحظـه و اهمیـتبیشتری قا یل هستند . بنابراین منطقی است که هر چه معنویـت فـرد در سـازمان بـالاتر باشـدنسبت به کاری که انجام می دهد، نسبت به مردم و در نهایت نسبت به سازمان خود متعهدتر است و سعی می کند در سـازمان مـشارکت فعـال داشـته باشـد و سـازمان را در رسـیدن بـهاهداف یاری رساند.
در نهایت فرضیه چهارم تحقیق که بیانگر رابطه مثبت و معنیدار بـین ارتبـاط تعـاملی بـاخدا و رفتار شهروندی سازمانی است، مورد تایید قرار گرفت. زمانی که ارتباط فرد با خـدااز نوع تعاملی است خود را در تعامل با خدا مـی دانـد و اعتقـاد دارد کـه هـر عمـل نیکـو ودرستی که انجام دهد پاداش آن را از خدا دریافت خواهد کرد . چنین فردی به پـاداش هـای معنوی بیشتر از پاداشهای مـادی توجـه دارد، بنـابراین احتمـال بـروز رفتارهـای فـرانقش وداوطلبانه در این فرد بالاتر است.
سازمان های موفق نیازمند کارکنانی هستند که بیش از وظایف معمول خود کار کرده وعملکردی فراتر از انتظارات سـازمان داشـته باشـند. رفتـار شـهروندی سـازمانی اقـداماتی راتشریح می کنند که در آن کارکنان فراتر از نیازهای از پیش تعیین شـده نقـش خـود، عمـل میکنند و این امر سبب بالا رفـتن اثربخـشی سـازمانی مـی شـود [10]. بـر اسـاس نتـایج ایـنتحقیق، رفتار شهروندی سازمانی ماحـصل معنویـت اسـت بنـابراین بهتـر اسـت معنویـت درمحیط کار تقویت شود تا از طریق رفتارهای شهروندی سازمانی در سازمان ظهور پیدا کند.
درواقع، عدم جدایی بین زندگی کاری و معنوی یکی از مسایل مهم در سازمانها می باشـدو اینکه کارکنان خدا را در بیرون از محیط کارشان جا نگذارند بسیار مهـم اسـت. بنـابراینمعنویت موضوعی است که سازمانها می بایست در جهت اعتلای آن در محیط کاری خودتلاش وافر نمایند. برای بهبود معنویت وارتباط فرافردی، باید آموزه های دینی و معنویت در بین کارکنان تقویت شود.
به منظور بهبود رفتار شهروندی سازمانی، سازمانها باید سعی کنند عوامل ایجـاد کننـدهرفتارهـای ش هرو
ندی س ازمانی را ک ه تحقیق ات زی ادی ت أثیر آنه ا را تأیی د ک رده اس ت،شناسایی کرده و برای ایجاد آنها در سازمان تلاش کنند. مهـم تـرین متغیرهـای اثرگـذار بـررفتار شهروندی سازمانی عبارتند از عدالت سازمانی، رضایت شغلی، تعهد سازمانی، فـضایسیاس ی مثب ت، رهب ری تح ول آف رین، پ شتیبانی ادراک ش ده توس ط س ازمان و اعتم اد.
سازمان ها با تلاش جهت ایجاد مفاهیم ذکر شده در محیط کـاری شـان مـی تواننـد امیـدوارباشند که احتمال بروز رفتار های شهروندی سازمانی در سازمانشان افزایش می یابد.

منابع
اخوان مهدی(1385). فراسوی دین به سوی معنویت انسانگرا، مرکز مطالعات ادیان و مذاهب، هفت آسمان، شماره 29.
استیس.و.ت(1367). عرفان وفلسفه، ترجمه بهاالدین خرمشاهی، تهران، سروش.
اون اچ، پی(1380). دیدگاه ها درباره خدا، ترجمه حمید بخشنده، قم، اشراق.
بینا محمود(1378). وحدت متعالی ادیان، مرکز مطالعات ادیان و مذاهب، هفت آسمان، شماره اول.
رستگار عباس علی(1385). ارایه و تبیین مدل انگیزشی مبتنی بر معنویت: مطالعه موردی
.6 Barnard C. I. (1938). “The Functions of the Executive”. Cambridge, MA: .رساله دکتری، دانشکده مدیریت، دانشگاه تهرانHarvard University Press.
.7 Bell S. and Menguc B. (2002). “The Employee-organization Relationship, Organizational Citizenship Behaviours and Superior Service Quality”, Journal of Retailing, Vol. 78, pp. 131-46.
.8 Bolino,mark c., Turnley and Wiliam h, (2003). “Going the Extra Mile:
Cultivating and Managing Employee Citizenship Behavior Academy of Management Executive.
.9 Burke Robert (2006). “Leadership and Spirituality”, Vol. 8, No. 6, pp: 14_25.
.01 Chein Min Huei. (2004). “An Investigation of Relationship of Organizational Structure, Employee Personality and Organizational Citizenship Behavior”, Journal of American academy of Business, Vol.5, p:428.
.11 Dipaola M, Tarter C., & Hoy W. K. (2005). “Measuring Organizational Citizenship in Schools: The OCB Scale”. In Wayne K. Hoy & Cecil Miskel (Eds.) Leadership and Reform in American public schools. Greenwich,CT: Information Age.
.21 Kinjerski al M. and Skrypnek Berna J. (2004). “Defining V Spirit at Work: Finding Common Ground”, Journal of Organizational Change Management, Vol. 17, No. 1, pp. 26-42.
.31 Koopman Richard, (2001). “The Relationship Perceived Organizational Justice and Organizational Citizenship Behavior: a Review Literature” Applied Psychology, Ms Advised by Dr, Richard Tafall, pp:1-10.
.41 Lund Dean, Diane Kitherine, (2002), “Religion, Spirituality and Work: Transcendence in the Organization”, PhD., Saint Louis University.
.51 Marques J, (2005). “The Spiritual Worker: an Examination of the Ripple Effect That Enhances Guality of Life in and Outside the Work Environment”, Woodbury University, Burbank, California ,USA , p:884_8.
.61 Mitroff I. A. and Denton E. A. (1999). “A Spirituality Audit of Corporate America: A Hard Look at Spirituality, Religion, and Values in the Workplace”, Jossey-Bass, Son Francisco C. A.
.71 Muhamad Ali, (2004). “Procedural Justice as Mediatior Between Participation in Decision Making and Organizational Citizenship Behavior”, International Journal of Commerce & Management. Vol. 14, No. 3 &4.
.81 Podsakoff P. M., Mackenzie S. B., Beth Pain J., and Bachrach D.G. (2000). “Organizational Citizenship Behaviors: a Critical Review of the Theoretical and Empirical Literature and Suggestions for Future Research”, Journal Of Management, .26, No.3, p.513.
.91 Rego A & Cunha M, (2008). “Workplace Spirituality and Organizational Commitment: an Empirical Study”, Journal Sof Organizational Change, Vol. 21, No.1, pp:53_75.
.02 Sandelands E, (2003). “The Argument for God From Organization Studies”, Journal of Management Inqurity, 12, 2: pp. 168.
.12 Schwartz S. (2006). “God as a Managerial Stakeholder?”, Journal of Business Ethics, 66: 291_306.


دیدگاهتان را بنویسید