خوبی را تنها بـر حـسب یـک وصـف طبیعـی تعریـف مـی نماینـد . از مکاتـب دیگـری کـهش ناخت گراس ت و اعتق اد دارد ک ه داوری ه ای اخلاق ی م ا جنب ه معرفت ی دارن د مکت ب »شهودگرایی« است. شهودگرایان قا یل به درک و شناخت خوبی هستند، امـا در عـین حـالاوصاف اخلاقی را غیرقابل تعریف می دانند. از این منظر شهودگرایان معتقدند مـیتـوان بـهمعرفت اخلاقی نایل شد. از نظر شهودگرایان اوصاف اخلاقی بسیط اند نـه مرکـب؛ بنـابراینتحلیل ناپذیرند . آنان بر خلاف طبیعتگرایان، خوبی را قابـل تعریـف نمـی داننـد[20]. ایـناوصاف نظیر رنگها قابل تشخیص وکشفاند، یعنی منشا انتزاع دارند اما ما به ازاء خارجیندارند. منظور از منشاء انتزاع قابلیتی در پدیدههای هستی است کـه مـی تـوان آن را کـشفنموده و درک کرد اما نمیتوان آن را بر حسب اوصاف طبیعی دیگر تعریـف نمـود. بـرایمثال شیشه قابلیت شکستن دارد. شکنندگی وی ژگی شیشه است که تنها هنگامی میتوان آنراکشف نمود که عمل شکستن رخ دهد. همین ویژگـی باعـث مـی شـود کـه بـین شیـشه وپدیدههای دیگری که چنین خاصیتی ندارند تمایز قایل شویم . چنانچه شهوداً می دانـیم پنبـهخاصیت شکنندگی ندارد. در ریاضیات نیز شناخت به گونـهای شـهودی حاصـل مـی شـود.
برای مثال »علم به این که شکلی سه ضلعی (مثلث) به دلیل سه ضلعی بودنش باید سه زاویـهداشته باشد شهودی است«[9]. شهودگرایان به ترتب اوصاف سبک اخلاقی بر اوصاف ستبراخلاق ی قای ل ه ستند. ای ن موض ع ب ر خ لاف دی دگاه طبیع تگرای انی همچ ون مکات ب فایدهگرایی و »نتیجه گرایی« است که اوصاف سبک اخلاقی نظیـر خـوبی- بـدی را تنهـا بـرحسب یک یا چند وصف ستبر اخلاقی مانند لذت- الم تبیین می نماینـد [23]. شـهودگرایانخود بـه دو گـروه شـهودگرایان »کلاسـیک « و شـهود گرایـان »معتـدل « تقـسیم مـی شـوند .
شهودگرایان کلاسیک قایل به» خطاناپذیری« در شهود اوصاف سبک اخلاقـی هـستند، بـهتعبیر دیگر آنان احتمال اشتباه و خطا را در درک اوصاف سبک اخلاقی در یـک موقعیـتاخلاقی نادیده میگیرند. در این حالت شهود اوصاف سبک اخلاقی امری کاملا » ذهنـی« و شخصی محسوب می شود[11]. در حالی که شهودگرایان معتدل به »خطاپذیری« در کـشفاوصاف سبک اخلاقی اذعان داشـته و آن را امـری »بـین الاذهـانی« مـیداننـد . از ایـن منظـر کشف اوصاف سبک اخلاقی حاصل تبادل دیدگاهها و اندیشههاست و این درک مشترکانسانها از یک موقعیت اخلاقی است که سبب یـافتن اوصـاف سـبک اخلاقـی مـی گـردد. شهودگرایان معتدل مفهوم ذهنی بودن شهود اوصاف سبک اخلاقـی را کـه در نوشـتههـا ی اولیه کلاسـیکهـا بـر آن تاکیـد مـی شـد ، متعـادل سـاختند و میـان مفـاهیم کـاملا ذهنـی وموقعیتهای عینی و واقعی ارتباطی دو جانبه برقرار نمودند[24]. نگاره شماره یـک(مقایـسهمکاتب اخلاقی ) به طور خلاصه به تطبیق مکاتب اخلاقی که در این نوشتار بدان اشاره شد، می پردازد.
نگاره 1. مقایسه مکاتب اخلاقی
محتوای مکتب مکاتب فلسفی رویکردها
تحصل گرایی منطقی(دیوید هیوم):
قضایای اخلاقی فاقد اعتبارند. موثر بودن گزارههای اخلاقی نسبی گرایی(توماس هابز ):
خیر و شر خصلتی نسبی دارد و هرآنچه موافق امیال و خواهش های انسان باشد خوب است. تحصل گرایی منطقی
نسبی گرایی غیرشناخت گرایی: اوصاف اخلاقی نسبتی با عالم واقع ندارند. در نتیجه معرفت اخلاقی حاصل نخواهد شد.
طبیعت گرایی(جرمی بنتام):
خوبی وصفی خارجی، طبیعی و قابل تعریف است.
شهودگرایی:
وجود خوبی وغیرقابل تعریف بودن آن، ترتب و تعمیمپذیری. کشف اصول اخلاقی از طریق شهود استقرایی.
شهودگرایی کلاسیک( جرج ادوارد مور):
خطاناپذیری در شهود اوصاف سبک اخلاقی.
شهود اوصاف اخلاقی امری کاملا ذهنی و شخصی است شهودگرایی معتدل(رابرت آئودی):
احتمال خطا پذیری در کشف اوصاف سبک اخلاقی. بین الاذهانی بودن کشف اوصاف سبک اخلاقی. 1. طبیعت گرایی:
نتیجه گرایی
فایده انگاری
2. شهودگرایی:
شهودگرایی کلاسیک
شهودگرایی معتدل شناخت گرایی: اوصاف اخلاقی نسبتی با عالم واقع دارند و قابل کشف اند.

از مقایسه مکاتب اخلاقی که در قسمتهای قبل از آنها سخن به میـان رفـت، مـی تـوا ن چنین استنباط کرد که مکتب شهودگرایی معتدل نسبت به سایر مک اتـب از قابلیـت و لـوازممناسب تری جهت ایضاح و تبیین وصف خوبی و نحوه اتصاف آن به حکمرانـی برخـورداراست. زیرا این مکتب در وهله نخست قایل به وجود و قابل کشف بـودن اوصـاف اخلاقـیاست در صورتی که رویکـرد غیرشـناختگرایـی و مکاتـب آن (تحـصل گرایـی منطقـی و نسبیگرایی) این مو ضع را تایید نمیکنند. دوم، در مقایـسه بـا رای طب یعـت گرایـان، کـه بـهوجود وصف خوبی اذعان داشته و آن را تنها با یک ویژگی نظیر سودمندی یا لذت تعریف می نمایند، شهودگرایان معتقدند که ویژگیهایی که در ذیل مفهوم خـوبی قـرار مـی گیـرد، میتوانند مشمول زیادت و نقصان واقع شوند. در واقع مکتـب شـهودگرایی معتـدل بـا مـددگرفتن از دو مفهوم »ترتب« و »غیر قابل تعریف بـودن« وصـف خـوبی ایـن امکـان را بـرایپژوهشگران و مدیران اجرایی فراهم مـی آورد کـه بنـابر سـیاق هـا و موقعیـتهـا ی سیاسـی، اجتماعی، اقتصادی… مختلف ویژگیهایی متناسب با آن شرایط را یافته و در ذیـل مفهـومخوبی قرار دهند. به سخن دیگر مفهوم ترتب و غیرقابل تعریف بودن اوصاف اخلاقی نظیـرخوبی، پیوسته مسیر کشف و شناخت ویژگیهای حکمرانـی خـوب را بـه روی دانـشمندان می گشاید. به عنوان مثال اگر یک ماشین دارای ویژگیهایی نظیر شتاب بالا، مصرف پایین، استحکام بدنه، زیبایی … باشد، مطابق با تلقی مکتب شهودگرایی معتـدل هـیچ یـک از ایـنویژگیها به تنهایی بر خوب بودن ماشین دلالت نمـیکنـد . بلکـه خـوبی بـر مجموعـه ایـنویژگی ه ا س وار م یش ود و ت وام ب ا آن دس ت طراح ان در اب داع و خل ق مکانی سمه ا و کارکردهای بهتر ماشین همچنان گش وده خواهد بود. بر هم ین سیاق در حکمرانی نیز خوبیبر مجموعهای از ویژگیهایی که پایان ناپذیرند سوار می شود. سوم، شهودگرایان معتدل بـایاری گرفتن از مفهوم» بـین الاذهـانی بـودن« اوصـاف اخلاقـی، قا یـل بـه درک مـشترکآدمیان و تطبیقپذیری امور ذهنی و دنیای واقعی هستند. این موضع از دوحیـث قابـل توجـهاست، در وهله نخست تلقی مذکور در بهدست دادن ویژگـی هـای حکمرانـی خـوب، ایـنمزیت را به همراه دارد که در تعاملات مکرر ذهن و عـین، ویژگـی هـای حکمرانـی خـوبپیوسته پالایش شده و در مواجهه با عالم واقع کژیها و کاسـتی هـای آن زدوده مـی گـردد.
همچنین، با اتخاذ چنین موضعی ضمن پرهیز از »جهان شمولگرایی« و» مطلـق گرایـی« تـوامبا حفظ الگوپذیری و کلیت بخشیدن به ویژگیهای حکمرانی خوب این فرصـت بـه وجـود می آید که پژوهشگران با تامل و تدبیر در سیاقهای مختلف به جرح و تعدیل ویژگـی هـا ی حکمرانی خوب پرداخته و با ان تخاب های متناسب با موقعیت، ترکیب سـازواری از اجـزاء و ارکان حکمرانی خوب ارایه دهند. در واقع بر مبنای چنین دیدگاهی در عین حال که امکانالگوپذیری و قانونمند نمودن ویژگیهای حکمرانی خوب فراهم مـیآیـد ، اختیـار دخـل وتصرف در الگوی مذکور نیز همچنان به قوت خویش باقی خواهد ماند.
به سخن دیگر هر یک از ویژگیهـا یـک مفهـوم هنجـاری اسـت کـه مـیبایـست بنـابرموقعیت خاص هر کشور شاخصها و مصداقهایی برای تعریـف و ارزیـابی آنهـا بـهدسـت آورد. رهیافت شهود گرایی معتدل این مزیت را به همـراه دارد کـه ضـمن رعایـت و حفـظیک نگاه کلی و سیستماتیک بر حکمرانی خـوب، دسـت پژوهـشگران و دولتمـردان بـراییافتن شاخصهای متناسب با اوضاع و احوال کشورها گشوده خواهد بود.

5. نتیجهگیری
با توجه به مطالب ذکر شده، موضع خاص این مقاله در باب مفهوم خـوبی و ربـط و نـسبتآن با حکمرانی به قرار زیر است:
نخست آنکه وصف خوبی یک وصف »واقعی« و خارجی است که با عالم واقع نسبتیدارد یا به تعبیر دیگر، اوصاف سبک اخلاقی وجود دارند اما نمیتوان آنها را تنها بر اسـاسیک یا چند وصف اخلاقی ستبر در همه سیاقها تعریف نمود. در این معنا خوبی منشا انتزاع داشته، قابل کشف است اما ما به ازاء ندارد. در این زمینه مقاله پیـشرو دیـدگاه واقـع گرایانـه اتخاذ نموده، نظر شهودگرایان را میپذیرد.
دوم، وصف خوبی بر سایر اوصاف مانند عدالت، آزادی، شفافیت، حاکمیـت قـانون…
سوار می شود و غیرقابل تحویل به هر یک از مولفه ها است. به سخن دیگر خوبی در عـرضسایر اوصاف قـرار نمـیگ یـرد. مـثلاً در عبـارت »حکمرانـی بـر مبنـای آزادی، مـشارکت وشـفافیت خـوب اس ت«، خـوبی ب ر مـشارکت، شـفافیت و آزادی مترت ب شـده و مت اخر ازآنهاست. بـه بیـان دیگـر، مجموعـه اوصـاف مـذکور در ذیـل خـوبی قـرار گرفتـه انـد . ایـنویژگیها قطعی نبوده و از پیش معلوم نیست. یعنی اوصافی که وصف خوبی بر آنها مترتب میشود، میتوانند مشمول زیادت و نقصان واقع شوند.
سوم، با توجه بـه موضـع شـهودگرایان معتـدل در بـاب تعمـیمپـذیری ، مـی تـوان چنـیناستدلال کرد که حکمرانی خوب در شرایط و بسترهای مـشابه دارای مولفـههـا و مقـولات نظیر یکدیگرند، لذا به شیوه شهود استقرایی می توان به کشف آنها نایل آمد . اتخـاذ موضـعشهود گرایان معتدل در این مقاله این مزیت را به همراه دارد کـه بـا طـرح مفهـوم »ترتـب «، »تعمیم پذیری« و »بین الاذهانی بـودن«، بـاب فهـم و کـشف ویژگـی هـا ی حکمرانـی خـوب همچنان مفتوح می ماند. به بیـان دیگـر مترتـب شـدن اوصـاف سـبک اخلاقـی بـر اوصـافستبراخلاقی، به سیال بودن و تعریفناپذیری اوصاف سبک اخلاقی می انجامد، چنانچه هـروصف ستبر اخلاقی که به طریق شهود عقلایی بهدست آید و دارای ویژگـی بـینالاذهـانیباشد، می توان در ذیل یک وصف سبک اخلاقی قرار داد.

منابع
دباغ سـروش (1386). الگوپـذیری رفتـار دلایـل اخلاقـی: عـام گرایـی و خـاصگرایـی .
فصلنامه اندیشه دینی.
دباغ سـروش (1386). سـکوت و معنـا؛ جـستارهایی در فلـسفه ویتکنـشتاین. چـاپ اول.
تهران: موسسه فرهنگی صراط.
دباغ سـروش (1388). درس گفتارهـایی در فلـسفه اخـلاق، چـاپ اول. تهـران : موسـسهصراط.
سروش عبدالکریم (1375). تفرج صنع، چاپ چهارم، طلوع آزادی.
کدیور محمد علی (1384). زمینههای لیبرالیسم و محافظهکاری در اندیشه توماس هـابز. بخش اول . فصلنامه اطلاعات سیاسی- اقتصادی ، سال بیستم، شماره سوم و چهـارم، آذر و دی 1384؛220-219.
کدیور محمدعلی (1384). زمینههای لیبرالیسم و محافظه کاری در اندیشه توماس هـابز.
بخش دوم. فصلنامه اطلاعات سیاسی- اقتصادی، سال بیستم، شماره پنجم و ششم.
طباطبایی محمد حسین (1385). ادراکات حقیقی و ادراکـات اعتبـاری. اصـول فلـسفه وروش رئالیسم، تهران، صدرا.
مطهری مرتضی (1365). نقدی بر مارکسیسم. تهران. انتشارات صدرا، 194-196.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

وارناک مری (1380). فلسفه اخلاق در قرن بیستم. ترجمه ابوالقاسـم فنـایی، چـاپ اول، انتشارات بوستان کتاب قم.
.01 Dancy Jonathan (2004). Ethics Without Principles, Oxford Clarendon Press.
.11 Foot Philippa (1967). Theories of Ethics, Oxford University Press; 83114.
.21 Doornbos M (2003). “Good Governance: The Metamorphosis of Policy Metaphor”, Journal of International Affairs; No. 1, 3-17.
.31 Doornbos. B (March 2004). How Well Do Measurements of an Environment for Development Stand Up: A Paper Prepare for the Technical Group of 24.General. 8-9. UNCTAD.
.41 Graham John (2003). Principle for Good Governance in the 21 Century. Policy Brief; No.15. http://www.iog. Ca.
.51 Kaufmann D. Kraay A. Zoido-Lobaton, P (1999). Governance Matters. Policy Research Working Paper, Washington DC: World Bank; No. 2196.
.61 Kaufmann D. Kraay A. Zoido-Lobaton P (2002). Governance Matters II: Updated Indicators for 2000-01. Policy Research Working Paper. Washington DC: World Bank; No. 2772
.71 Kaufmann D. Kraay A (2006). Mastruzzi M.Governance Matters VI:Aggregate and Individual Governance Indicators 1996-2006, presented at:http:www.govindicators.org.
.81 Lafollette. H 1997 (). Theorizing about Morality, in his (ed)Ethics in Practice: an Anthology, Oxford: Blackwell; 3-10.
.91 Landman. T (2003). Map Making and Analysis of the Main International Initiatives on Developing Indicators on Democracy and Good Governance, University of Essex: Human Rights Center.
.02 Mc Naughton (2000). Piers Rawling. Moral Particularism. Edited By Brad Hooker Margaret Little, Oxford University Press.
.12 McNaughton D (1996). An Unconnected Heap of Duties ? In StrattonLack, P. 9 ed.) Ethical Intuitionism: Re-evaluations (Oxford: Clarendon Press) 2002; PP.76-91, First Published: Philosophical Quarterly. 46. pp.
433-447.
.22 Melden. A.I (1967). Ethical Theories: A Book of Readings, USA: Englewood Cliffs. New Jersey. Second Edition.
.32 Miller Alexander. An Introduction to Contemporary Meta-Ethics, Combndge: Polity. 2004. First Published In 2003.
.42 Odell S. Jack (2004). On Consequentialist Ethics. Thomson-Wadsworth, pp. 73-97.
.52 Porter Julia. Sustainability & Good Governance: What Can We Learn From the Urban Governance Initiative?. University of Technology Sydney-Center for Local Government, presented in http://www.tugi.apdip.net & http://www.clg.uts.edu.au/research/ website Porter Adelaide paper. pdf.
.62 Punyaratabandhu Suchitra. Commitment To Good Governance, Development & Poverty Reduction: Metodological Issues in the Evaluation of Progress at National & Local levels. A Paper Prepared for the Sixth Session the Committee on Development Policy, 29 March- 2April 2004, National Institute of Development Administration 13Bangkok, Thailand.
.72 Riggs Fred W (1970). Development Administration Cite in Development Administration in Asia. Edited by Edward W.Weidner, Duke University Press, Durham North Carolina.
.82 Ross W (1939). David. Foundations of Ethics. Oxford: Clarendon Press.
.92 The Mahbub ul Haq Human Development Center Development in South Asia: The Crisis Of Governance, Oxford University Press, 1999; p. 28.
.03 United Nations Development Program. Governance for Sustainable Human Development, New York: Oxford University Press. 1997.
.13 United Nations Development Program, Human Development Report, New York: Oxford University Press, 2002.
.23 United Nations Economic and Social Commission for Asia and the Pacific, What is Good Governance ? Presented in http://www.Human Settlements.
.33 Weiss Thomas G. Governance. Good Governance and Global Governance, Conceptual and Actual Challenges, Third World Quarterly, Oct 2000, Vol. 21, Issue 5. pp. 795-815.

  • 1

دیدگاهتان را بنویسید